حکومتی بی نظیر

حکومت بی نظیر،پیامبر،ویژه نامه،مهدین،مدینه،حکومت محمدی،حکومت نبوی,The Prophetic

مراد از حکومت بی نظیر، حکومتی است که برای نخستین بار در تاریخ بشر بدست پیغمبر خاتم تأسیس شد.
این حکومت دارای ویژگی هایی بود که در میان حکومت های جهان بی نظیر شد.
این حکومت پایه اش بر عدل و داد بود، عدل و دادی که به وسیله مهر و عفو پیاده شود، عدل در قانون و مهر در اجرا، مهر بر دوست و مهر بر دشمن.
این حکومت، نخست در بخشی از شهر مدینه تشکیل یافت و سپس رو به توسعه نهاد و در ده سال شبه جزیره عربستان را فراگرفت.
حکومت هایی که تا آن زمان در روی کره زمین تشکیل شده بود یا به وسیله فرمانده سپاهی بود که از قدرت خود استفاده کرده و جای خود را بر اریکه فرمانروایی قرار داده بود. و یا خان و رئیس ایلی و عشیره ای بوده که از افراد عشیره اش بهره گرفته و حاکم مطلق شده بود.
محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمانده سپاه نبود و خان ایل و شیخ قبیله نبود، ولی حکومت را تشکیل داد و حاکم مطلق هم نشد.
این حکومت دارای گونه هایی از دشواری بود که تشکیل آن آسان به نظر نمی رسید، ولی محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ بر تمام دشواری ها پیروز شد و حکومت را تشکیل داد. این حکومت در شمال شبه جزیره عربستان تشکیل شد که تا آن زمان حکومتی در آنجا دیده نشده بود و مردم آن دیار، عادت به اطاعت از حکومت نداشتند.
راهِ به اطاعت آوردن از حکومت، زور است و جبر. زور و جبر با روش محمد و پیاده کردن عدالت سازگار نبود.

جمع زور و جبر با حکومت قانون محال است و این دو با یکدیگر تضاد دارند. محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ زور را برای اولین بار در تاریخ بشر کنار گذارد و قانون را پیاده کرد و مردم را در اجرای قانون شرکت داد و زور در اختیار قانون قرار گرفت.
حکومت محمدی در میان دشمن تشکیل شد. عرب بت پرست با وی دشمن بودند. یهود عرب در دشمنی با آن حضرت از بت پرستان عقب نبودند، دو امپراتوری بزرگ ایران و روم به جنگ با او برخاستند.
رسول خدا یازده سال حکومت کرد و در حدود نیمی از یازده سال را در خارج مدینه به سر می برد.

مدینه، زادگاه محمد نبود، سکونت گاه ایل و تبارش نبود، سپاه آنجا را تسخیر نکرده بود، به تنهایی وارد آن شهر شد و آنجا را پایتخت خود قرار داد.

حکومتش حکومت نژادی و عنصری نبود، حکومت حزبی نبود، حکومت سرهنگان نبود، افراد بشر از نظر این حکومت یکسان بودند و حکومت اختصاص به دسته ای معین نداشت.

حکومت محمدی، حکومت خدا بود؛ یعنی حکومت ملت بر ملت و پدیده ای بود اجتماعی که نظیرش را بشر ندیده و پس از آن هم ندید.

در حکومت اغنیا، فقرا برده هستند، و در حکومت فقرا، اغنیا زندان و اعدام می شوند. و اموالشان مصادره می شود و گناهشان آن است که پول دارند.
حکومت کارگری را در شوری دیدیم و روش حکومتی آنان را در کشورهایی که دم از سوسیالیست می زنند شنیدیم، آنها ظلم همگانی را عدل می خوانند؛ خواه آنرا کاپیتالیسم دولتی بنامیم و خواه به تعبیر «میلوان جیلاس» فئودالیسم صنعتی بگوییم. آزادی زبان و گفتار و آزادی رفتار و کردار، چنانکه در حکومت محمدی برقرار بود نظیرش در هیچ حکومتی دیده نشد.

حقوق بشر، آن سان که در حکومت محمدی مراعات می شد، در هیچ حکومتی مراعات نشده و نمی شود.
سپاه جاویدان در ارتش او دیده نشد. ولی همه سرباز حکومت او بودند، برای خرابکاری چریک پرورش نداد.

حکومت از نظر پیغمبر خاتم وسیله بود نه هدف، وسیله بود برای ایجاد عدالت همگانی، و آسایش بشری و دفع ظلم و جور و ریشه کن ساختنش از اجتماع. مجرمس سیاسی و زندانی سیاسی نداشت.
مجرم و گناهکار در این حکومت اختصاص به امور جزایی و جنایی بود.
این حکومت نه دیکتاتوری بود نه دموکراسی، نه اریستوکراسی بود نه کارگری و نه حکومت حزب و جناح، حکومت عدل و داد بود و قیام به قسط.
عدل فراگیر و دادگستری همگانی در هیچ حکومتی از حکومت های غاصب امروز دیده نمی شود. حکومت های دیکتاتوری که وضعشان روشن است. خواه دیکتاتوری سیاه باشد، خواه دیکتاتوری سرخ، خواه دیکتاتوری فرد باشد، خواه دیکتاتوری حزب، خواه دیکتاتوری مثل کودتاچیان کشورهای آفریقایی باشد، خواه دیکتاتوری  مثل انقلابیان شوروی سابق. در این حکومت ها ملت برده دولت است.

گفتیم حکومت محمدی حکومت دموکراسی نبود. در حکومت دموکراسی قدرت در دست اکثریت است و اقلیت محروم است و به حقوق خود نمی رسد.
پایه حکومت محمدی بر دو اصل قرار داشت که در جهان نظیر ندارد، چه در جهان دیروز و چه در جهان امروز که جهان ترقی و تکامل بشر پنداشته شده است:

و آن دو، محدود بودنِ دولت، و آزاد بودنِ ملت. درست برخلاف همه دولت ها که خود را آزاد آزاد می دانند و ملتشان را محدود می کنند.

دولت محمدی به جرم واهی کسی را زندانی و تبعید نکرد، افراد ملت را تحت نظر مأموران قرار نداد، کسی را از کاری و کسبی ممنوع نساخت، از ازدواجی محروم نکرد، تفتیش عقاید نداشت، کسی را به عقیده ای مجبور نساخت، کافران را در عقیده خود آزاد گذارد، حق اعتراض برای هرکسی قائل شد.

این دستور عالی در همه جا حکمفرما بود:
کُلّکُم راعٍ وَ کُلّکُم مسؤولٌ عَن رَعیِّتِه؛
همه افراد ملت، شبان هستند و همگان مسؤول رعیت خود.

حکومتش حکومت خدا بر مردم بود که حکومت مردم بر مردم است.
خدا، خدای همه مردم است و خدای گروه خاصی و دسته ای ویژه نیست.
دولت را خدمتگزار مردم قرار داد نه خواجه مردم.

اکنون شایسته است به نمونه هایی از این حکومت اشاره شود.
گفتیم: همه آزاد بودند و افراد هرچه می خواستند می گفتند.

ادامه دارد... ان شاءالله

پی نوشت:
* برگرفته از: راه محمد صلی الله علیه و آله و سلم،آیةالله سیدرضاصدر،ص495.

Trackback URI: http://www.mahdin.ir/trackback/136

درج نظر



کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید

XML نظرات: RSS | Atom

چله نشین آفتاب

نظرسنجی

مطالب موجود در این وب سایت را بطورکلی چگونه ارزیابی می کنید؟